ويu200du200du200du200dژگي ها و ماهيت مناطق حفاظت شده را مي توان با بررسي الگوهاي مديريتي كه آن ها را ايجاد نموده اند ، شناسايي كرد. الگوها را مي توان در قالب دو دوره زماني تكامل آن ها دسته بندي نمود:
- الگوي كلاسيك مديريت مناطق حفاظت شده (1860- 1960) تحت عنوان مدل يلواستون نيز شناخته شده است(Phillips,2003:2)
- الگوي مدرن مديريت مناطق حفاظت شده(از كنگره پارك هاي جهان در زمينه مناطق حفاظت شده كه در سال1962 در سياتل امريكا برگزار شد آغاز گرديد و در ادامه كنگره هاي زير مورد تاكيد قرا گرفت: يلواستون1972، بالي 1982، كاراكاس1992، دوربان2003 و كنگره جهاني توسعه پايدار ژوهانسبورگ 2002).
الگوي كلاسيك
تا دهه 1960 فضايي كه مناطق حفاظت شده در سرتاسر دنيا در آن راه اندازي مي شدند به گونه اي بود كه بيشتر طرفدار اعمال يك نگرش بالا به پايين در اين مناطق بودند. پارك هاي يزرگي بدون توجه كافي به اثرات آن ها بر مردم محلي ، شرايط اقتصادي، اجتماعي و سياسي حاكم تاسيس شدند. نگاه غالب اين بود كه دولت بهتر از هر كسي مي داند، نظرات دولت از سوي مقامات رسمي شكل مي گرفت و تاثيري نيز از مردم محلي نمي پذيرفت(Phillips,2003:3).
تاكيد مديريت در مدت زمان زيادي از قرن بيستم ، نه تنها در امريكا بلكه در استراليا ، افرقا و اسيا هم اين بود كه پارك هايي ايجاد كنيم كه در آن ها مردم شكار نكنند، درختان را لمس نكنند ، دام هايشان را چرا نكنند، كشاورزي صورت نگيرند و حتي گياهان دارويي را نيز جمع اوري ننمايند. هر كجا كه دولت ها به طور كامل چنين پارك هايي را ايجاد نمودند ، نتايج آن براي مردم بومي فاجعه اميز بود. بسياري با اعمال زور از وطن بومي خود بيرون رانده شدند و از ما يملك و حقوق انساني خود محروم گشتند. مردمي كه مجبور شدند در بيرون از پارك ها اقامت گزينند دريافتند كه منابع طبيعي سرزمين پيشين آن ها كه بخش اصلي اقتصادشان را تشكيل مي داد اكنون براي آن ها منطقه ممنوع به حساب مي آيند(Stevens,1997).
آن ها همچنني دريافتند استفاده از منابع مرسوم امرار معاش كه براي ادامه حيات فيزيكي و فرهنگي آن ها حياتي بوودند ، عملي مجرانه به حساب مي آمد . اين منابع توسط حصار و پرچين، گشتي هاي مسلح و تهديد مردم به زندان و جريمه در صورت ورود غير مجاز ، محافظت مي شدند . سكونت در اين مناطق تصرف غير قانوني و استفاده از منابع سنتي ، تجاوز به حساب مي آممدند . در اين شرايط امرار معاش از اين منابع فعاليت غير مشروع بود و نهاد هاي سنتي مديريت منابع محلي و ساير فعاليت هاي حفاظت از محيط زيست اغلب در مناطقي كه تحت عنوان مناطق حفاظت شده مديريت مي شدند،؛ ممنوع گرديد(همان).
بنيان هاي علمي كه بر اساس آن مناطق حفاظت شده را انتخاب مي نمودند ، محدود بود. مرزهاي مناطق حفاظت شده اغلب به طور دلبخواهي و بر اساس دانش سطحي تعيين ميگرديد. به طور كلي ، انديشه كار چند رشته اي درابتداي راه به سر مي برد. اغلب افرادي كه در منطقه حفاظت شده و يا مشاغل مربوط به آن مشغول به كار بودند كمتر تلاش مي كردند تا با ساير كاركنان شاغل در زمينه هاي مرتبط با خود ارتباط برقرار سازند(Phillips,2003:3). ويژگي هاي الگو ي كلاسيك در زیر خلاصه شده است.
موارد زيادي در سر تاسر دنيا در زمينه اخراج مردم محلي از سرزمين بومي خود جهت تاسيس مناطق حفاظت شده وجود دارد. به عنوان مثال قبيله ماسايي از پارك هاي ملي سرنگتي ، تانگارير و مانيارا قبيله ايك ا.گاندا از پارك ملي كيدپو- فوكامالاوي از پارك ملي ميئيكا – حدود 22000 نفر از پارك ملي رويال چيتوان در نپال و قبيله ماكولكه از پارك ملي تروگر (Stevens,1997). به طور خلاصه ، الگوي كلاسيك خشم و انزجار عميقي را در نزد جوامع مرتبط با مناطق حفاظت شده ايجاد مي نمايد . در كنگره ده سالانه پارك هاي ملي و مناطق حفاظت شده IUCN در بالي (1982) و كاراكاس(1992) مدل كلاسيك مديريت مناطق حفاظت شده با درخواست هاي اعضا براي ارائه رويكرد جديدي جهت مديريت نمودن روابط ميان مناطق حفاظت شده و جوامع محلي به چالش كشيده شد(IUCN,1992).
ويژگي هاي الگوي كلاسيك
- اثرات فعاليت هاي مردم (به جز گردشگران) برنامه ريزي و مديريت مي شود، و به ويژه مردم محلي از ورود به منطقه منع مي شوند.
- توسط دولت مديريت مي شوند و يا حداقل زير نظر دولت راه اندازي مي شوند.
- منابع مالي آن توسط ماليات دهندگان تامين مي شود
- به منظور حفاظت از محيطزيست طراحي مي شوند، به گونه اي كه زمين (يا آب) با هدف ايجاد بهره وري مورد استفاده قرار نگيرند.
- مردم محلي به ندرت طرف مشاوره قرار گرفته و ممكن است حتي از تصميمات مديريت نيز با خبر نشوند و در واقع اين مناطق با حداقل توجه به مردم محلي مديريت مي شوند.
- كارشناسان محيط طبيعي و يا متخصصان محيط طبيعي به تنهايي اين مناطق را مديريت مي كنند.
- به طور جداگانه توسعه مي يابند به عبارتي به صورت تك به تك و به گونه اي اقتصادي برنامه ريزي مي شوند
- به صورت جزيرهع اي مديريت مي شوند، يعني مديريت كردن بدون توجه به مناطق اطراف
- عمدتا با هدف حفاظت از مناظر زيبا و با تاكيد فراوان بر آن چه ديده مي شود تاسيس مي شوند، تا اينكه عملكرد واقعي سيستم هاي طبيعي را مورد توجه قرار دهند .
- مديريت به گونه اي واكنشي و در قالب زمان بندي كوتاه مدت انجام مي پذيرد.
- در باره حفاظت از منابع طبيعي و چشم اندازهاي موجود است نه در زمينه تجديد ارزشهاي از دست رفته.
- پارك هاي ملي عمدتاً به عنوان يك دارايي ملي نگريسته مي شوند كه در مديريت آن ها ملاحظات ملي غالب بر ملاحظات محلي است
- اغلب در سطح ملي داراي اهميت شناخته مي شوند با كمترين توجه به الزامات و ارزشهاي بينالمللي
- گردشگران به عنوان افرادي مزاحم در منطقه شناخته مي شوند و برخورد مناسبي با آن ها صورت نمي گيرد
الگوي كلاسيك ، ميراثي را براي جهان به جاي گذارد كه تامروزه موجب بروز مسائلي در زمينه حقوق بشر و همچنين سوالاتي درباره معني وحشي گري و اهداف حفاظت از محيط زيست و نقش مردم محلي در مديريت مناطق حفاظت شده ، گرديده است(Phillips,2003,10)
زماني كه گردشگران وارد پارك مي شوند، با آن هاغ در چارچوب همان نگرشي رفتار مي شود كه موجب رانده شدن مردم محلي از آن جا شده. الگوي كلاسيك برنامه ريزي گردشگري را به عنوان نوشدارو پساز مرك سهراب و در چارچوب رويكردي وصله – پينه كردن مي نگرد(McNeely,1993). مردم رانده شده از سرزمين خود فرصت هاي مشاركت و كسب سود از فعاليت هاي گردشگري كه در سرزمين بومي آن ها انجام مي گرفت را رد مي كردند. بذر تعارض ميان حفاظت هاي زيست محيطي و گردشگري در مدل كلاسيك كاشته شد و در سرتاسر جهان پراكنده گردييد. به هر حال با درخواست هاي روز افزون براي رويكرد هاي جديد در مديريت مناطق حفاظت شده از دهه 1960 به بعد نگرش ها شروع به تغيير نمود (IUCN,1992).
الگوي مدرن
الگوي مدرن براي اولين بار در كنگره جهاني پارك ها در سياتل (1962) ظهور پيدا كرد سپس در كنگره هاي بعدي يلواستون و تتون (1972) ، بالي(1982) ، كاراكاس(1992) و آخرين آن در دوربان (2003) توسعه پيدا نمئد در اين كنگره ها الگوي كلاسيك مورد انتقادهاي شديد قرار گرفت و نگرش هاي جديد و مترقي ارائه گرديد(IUCN,1992) .
الگوي كلاسيك در حالي سيستم هاي مديريت منلاطق حفاظت شده را مطرح نمود كه سيستم هاي تاريخي مديريت منابع طبيعي از سوي مردم محلي را ناديده گرفت. پيش از تجارب مستعمراتي ، بخش هاي دقابل توجهي از زمين (و آب) به عنوان دارايي هاي عمومي مديريت مي شدند و اين عملي رايج در قلمرو هاي بومي و محلي به حساب مي آمد(Kothari-et al.,2003:113) بسياري از جوامع محلي انواع گناگوني از سيستم هاي مديريت منابع محلي را بر پايه دانش قابل توجه بومي به كار مي گرفتند، از جمله مناطق مورد استفاده را حد گذاري مي كردند، آداب ويژه اي براي شكار و چراي دام داشتند و زراعت را زمانبندي كرده و از آتش در مديريت اكوسيستم ها استفاده مي نمودند. (stevens,1997.Kothrai et al .,2000:85.Coltchester,2003:16)
تفاوت ميان الگوهاي كلاسيك و مدرن بسيار قابل توجه و برجسته است الگوي مدرن از بسياري جنبه ها جامعه محلي و كاركرد هاي طبيعي را متاثر مي سازد . اين جنبه ها عبارتند از : درك علمي ، آگاهي هاي اجتاعي – فرهنگي ، احترام به حقوق بشر، توسعه هاي سياسي ، توسعه عمومي فعاليت هاي مديريتي ، پيشرفت هاي تكنولوژيك و مسائل اقتصادي.
الگوي مدرن به عنوان مهندسي مجدد مديريت مناطق حفاظت شده و آموزش مجدد سياست مداران و دولت به گونه اي كه الگوي مدريريت مدرن مناطق حفاظت شده را درك نمايندف به حساب مي آيد. اين رويكرد مستلزم باز نگري مجدد در سياست هاي توسعه اين مناطق است به گونه اي كه مناطق حفاظت شده را با پروژه ها و استراتژي هاي فقر زدايي هم پيوند نمايد. ايجاد چنين حركت عظيم و انقلابي ف كار ساده اي نبوده است. افراد زيادي هشتند كه به دلايل خوب يا بد مايل نيستند ببينند امروزه ارزشها و سياست هاي مربوط به مناطق حفاظت شده بسيار متفاوت از آن هايي است كه در گذشته مورد تاكيد قرار مي گرفت(الگوي كلاسيك) هنوز مقامات رسمي در ميان متخصصان وجود دارند كه آرزومند شرايط گذشته هستند. ويژگي هاي اصلي الگوي مدرن مديريت مناطق حفاظت شده (Phillips,2003:11) در زیر نشان داده شده است.
ويژگي هاي الگوي مدرن
- مديريت به همراه ، براي و در برخي موارد توسط مردم محلي به اين معني كه براي مردم نقش فعالي در مديريت در نظر گرفته شود نه اين كه آن ها را به گونه اي منفعل بنگريم
- مديريت توسط تمام اقشار يا بخش هاي مختلف ، بنابراين سطوح مختلف دولت، جامعه محلي و بومي ، بخش خصوصي ، سازمان هاي غير دولتي و سايرين همگي در مديريت مناطق حفاظت شده دخيل هستند(كاركرد تمركز زدايي و تفويض اختيار كه در بسياري از كشورها مشاهده مي شود)
- مديريت با اهداف اجتماعي- اقتصادي، تفرجي و همچنين حفاظت از محيط زيست
- تامين منابع مالي مورد نياز از راه هاي مختلف جهت تكميل (يا جانشين نمودن) يارانه هاي دولتي
- مديريت توسط افرادي كه داراي تخصص هاي گوناتگون هستند به ويژه افرادي با تخصص هاي مرتبط
- مديريت در جهت پاسخ گويي به نياز هاي مردم محلي كه به طور روز افزوني به عنوان ذي نفعان اساسي مناطق حفاظت شده شناخته مي شوند(از نظر سياست گذاري هاي اقتصادي و اجتماعي)
- برنامه ريزي مناطق حفاظت شده به عنوان بخشي از سيستم هاي ملي ، ناحيه اي و بين المللي
- به صورت شبكه اي توسعه يابندف به اين معني كه مناطق شديدا حفاظت شده توسط دالان هاي سبز كه نقش ضربه گير را بازي مي كنند به مناطق مجاوري متصل مي شوند كه به گونه اي پايدار توسط جوامع محلي مديريت شده و به منظور توسعه طبيعت كگردي مورد استفاده قرار مي گيرند
- مناطق حفاظت شده اغلب به دلايل علمي ، اقتصادي و فرهنگي تشكيل مي شوند به گونه اي مديريت مي شوند كه نياز هاي مردم محلي را در كنار نياز ها گردشگران مورد توجه قرار دهند.
- مديريت در افق هاي زماني طولاني مدت انجام مي گيرد، با اين ديد كه مديريت فرايندي توام با يادگيري است
- درباره تجديد حيات و احيا مجدد و همچنين حفاظت از محيط زيست است بنابراين ارزشها از دست رفته و يا دستخوش آسيب شده را مي توان ترميم و احيا نمد
- به عنوان يك دارايي براي عموم مردم نگريسته مي شوند و ديدگاه ميراث ملي را تعديل مي نمايد
- به عنوان يك دغدغه بين المللي نگريسته مي شوند و مديريت چنين مناطقي با احساس مسئوليت هاي بين المللي ، ملي و محلي همراه است. (Phillips,2003.11)
GIS and urban planning...
ما را در سایت GIS and urban planning دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 25
تاريخ: يکشنبه
21 شهريور
1395 ساعت: 18:09