با شروع عصر صنعت و هجوم گروه كثيري از روستائيان به شهرها و در نتيجه رشد فوقالعاده جمعيت، نظام شهري رايج در هم شكست و اغتشاش و بيناظمي بر شهر حاكم شد. منشور آتن در اين مورد ميگويد:
فرار رسيدن عصر ماشين، باعث دگرگوني تفصيلي در رفتار انساني، در طريقه پخش و توزيع آنها در سرزمينها و همچنين در اقدامهاي آنها شده است.گرايش لجام گسيخته به متمركز شدن در شهرها از سرعت ماشين كمك ميگيرد. اين تكامل تهاجمي هيچگاه سابقه نداشته و در نتيجه هرج و مرج به شهرها راه يافته است 4”.
شهرسازي معاصر با اين تفكر كه معتقد بود نظم موجود در شهرهاي پيش از صنعت به علت هرج و مرج ناشي از توسعه لجام گسيخته عصر صنعت در هم ريخته است، براي باز يافتن نظم شهري از دست رقته دست به عمل زد و برنامهريزي شهري را تدوين نمود كه قصد داشت تمام و كمال شهر را نظام بخشد و در اختيار گيرد. كوشش براي برنامهريزي كامل كه عمدهترين ويژگي شهرسازي معاصر است به دو علت عمده با شكست مواجه شده است:
اولين عامل، بيتوجهي به اين مطلب است كه اصولاً برنامهريزي كامل شهري ممكن نيست (دلايل آن بيشتر در همين بخش تشريح شد)،
دومين عامل كه شهرسازي مدرن را با شكست مواجه ساخت، عدم توجه به اساسيترين اصل در شكلگيري شهرهاي (مناسب زيست) دوران ماقبل صنعت است.
در اين شهرها نظم حاصل، ناشي از برنامهريزي مدون قبلي نيست، بلكه حاصل شكل متكاملي از دخالت شهروندان در شكلگيري شهر است كه در محدوده مجموعهاي از سنن و رسوم- كه به مثابه راهبردهاي اساسي و استخوانبندي شهري است - عمل مينمايد. اصولي مانند احترام به حقوق ديگران، رعايت امكانپذيري توسعه گذرها، رعايت عرضهاي مناسب هر بخش از معابر، توجه به لزوم حركت آب و احياناً فاضلاب و… در ادامه مشاهده مينمائيم كه نظم خشك حاصل طراحي شهري مدرن، چگونه در خلاف نظم توأم با اختيار شهرهاي طبيعي دوران پيش عمل مينمايد و چرا شهروندان از آن پيروي نمينمايند.
ويژگيهاي شهرسازي معاصر وتناقص آن با خواستها و نقش مردم
يكي از عمدهترين نمودهاي برنامهريزي تمام و كمال شهري، در مبحث تقسيمات شهري رخ مينمايد، بدين ترتيب كه ميخواهد چنان نظمي را بر شهرها حاكم گرداند كه هيچگونه اعمال نظري در آن ممكن نباشد. اين امر خود مشكلات عديدهاي را سبب ميگردد. به طوري كه گفته ميشود شهرسازان جديد به تقسيم مصنوعي بخشهاي مختلف شهري مبادرت ميورزند. در اين شكل تقسيمبندي، در حقيقت انساني بودن و غني بودن “شهر زنده” با يك مفهوم ساده، معاوضه ميشود. در حالي كه در هر ساختار سازمان يافته، تقسيم و تجزيه افراطي اولين نشانه انهدام است و رسيدن به چنين آشفتگي در شهرها يعني بازگشت به نقطهاي كه شهرسازي جديد، براي پايان دادن به آن دست به عمل زده بود.
شهرساز و رياضيدان انگليسي كريستوفر الكساندر اين ساده كردن افراطي در تقسيمات شهري را درخت گونه كردن شهر مينامد و ميگويد:
“براي شعور انساني درخت سادهترين نظام براي ادراك افكار پيچيده است. در حالي كه شهر يك درخت نيست و نميتواند باشد، شهر قالب و ظرف زندگي است. اگر اين ظرف و قالب، تمام بخشها و رشتههاي حياتي درونياش را (كه همديگر را ميپوشانند و با همديگر تداخل ميكنند) با تقسيمات خشك و مكانيكي (به عنوان اينكه يك درخت است) قطع كند آنگاه اين قالب شبيه ظرفي خواهد بود پر از تيغهايي كه آمادهاند تا هر آنچه را كه در آن ظرف داخل شود ببرند و پاره كنند. در چنين ظرفي زندگي قطعه قطعه خواهد شد و اگر ما شهرها را به صورت درخت بسازيم، اين ظرف زندگي ما را پارهپارهخواهدكرد5.
البته بايد اذعان داشت كه تقسيمات شهري معمول، داراي محاسن فراواني است ولي چون به تقسيم مصنوعي فضاهاي شهري ميانجامد و چون شهروند را در مقياسهاي ياد شده محصور ميگرداند مشكلات بسياري را بهمراه ميآورد.
براي مثال اگر وجود بخش خريد روزمره در مركز محله و در فاصلهاي مناسب از واحد مسكوني بسيار كارساز است، ولي اجباري نمودن خريد از آنها كاملاً غيرمنطقي خواهد بود، هيچ عاملي نميتواند شهروند را از خريد از فروشگاهي كه در نزديكي محل كارش و يا سر راه كار به خانه (ياهر مكان ديگري) منع نمايد. بنابراين شهروند ممكن است بسياري از مايحتاج خود را از تعاوني مصرف محل كارش تهيه نمايد و يا از فروشگاههاي مراكز محلات ديگر كه خدمات مناسب تري را عرضه ميكنند.
اين مبحث در مورد خدمات ديگر نيز صدق ميكند، براي مثال ممكن است به علت عدم تقارن ساعت كار مدرسه و اوليا، اين اجبار پيش آيد كه مدرسه ابتدائي در نزديك محل كار والدين و يا محل سكونت ديگر اعضاي خانواده قرار گرفته باشد و يا به دلايلي كودكي نتواند درمدرسه ابتدائي در نزديك محل كار والدين و يا محل سكونت ديگر اعضاي خانواده قرار گرفته باشد و يا به دلايلي كودكي نتواند درمدرسه ابتدائي محله خود، محيط سالم و قابل قبولي را حس نمايد. در چنين صورتي به طور قطع برخي از كودكان يك محله، از مدارس محلات ديگر سود ميجويند. درمورد مدارس دورههاي بالاتر مباحث ديگري نيز وجود دارند كه استفاده از مدارس ديگر نواحي را محتملتر ميسازند.
حتي درمورد پاركها نيز اين قضيه صدق ميكند. بدين ترتيب كه اگر چه وجود يك پارك درنزديكي واحد مسكوني بسيار مفيد است و باعث خواهد شد كه شهروند حتي بتواند در اوقات فراغت كوتاه خود از آن بهرهور شود، ولي هيچ عاملي نميتواند او را از بهرهوري از ديگر پاركها باز دارد. يك شهروند ممكن است از گردش در پارك محله خود احساس دلتنگي نمايد و يا فضاي يك پارك ديگر را بسيار دلچسبتر حس كند و آنرا مورد استفاده دائمي قرار دهد.
در ارتباط با خدمات درماني موضوع حادتر است و بسياري قطعاً از پزشكان خاص خود و يا تخصصي سود ميجويند.
در مورد فضاهاي ورزشي، مراكز بهداشتي، اماكن مذهبي و ديگر خدمات نيز عيناً مباحث ذكر شده ميتواند صدق نمايد.
نكتهاي كه اينجا ذكر آن مفيد است اين كه بسياري از شهرسازان معاصر معتقدند: نحوه طراحي شهري و تقسيمات آن را از وضعيت مناسب شهرهاي قبل از صنعت الگوگرفتهاند، در حالي كه، برخلاف آنچه بسياري ميانگارند شهر طبيعي قديمي نيز از محلات كاملاً منجمدتشكيل نمي شد. آقاي دكتر محمد منصور فلامكي در كتاب سيري در تجارب مرمت شهري درباب موقعيت محلات مسكوني ميگويد:
“محلات براساس ويژگيهاي فرقهاي، نژادي، اقتصادي، اجتماعي، مذهبي و تاريخي از يكديگر متمايزند. گرچه در هم آميختگي خانههاي مسكوني كه به صورتي عمومي در تمام شهر وجود دارد، مانعي براي بازشناسي مستقيم حدود كالبدي محلات محسوب ميشود. از طرفي ديگر موضوع منقسم بودن فضاي شهر به محلات مسكوني چندگانه را نبايد به مثابه يك بنياد شهري منجمد دانست. نه تنها تظاهرات مذهبي بلكه همدرديها و همكاري اجتماعي سبب مي شوند كه حدود بيشتر به صورت حريمهاي متحرك درآيند”.
اين تقسيمات خشك شهري و عدم توجه به حسن انتخاب و نقش شهروندان موجب ميشود كه، بسياري از مراكز محلات متروكه شده و پايه جوار معابر اصليتر اطراف محله نقل مكان داده شوند و در مقابل هستند مركز محلاتي كه به علت شدت مراجعه ساكنين غيرمحلي، خصيصه عامتري يافتهاند. به گونهاي كه معابر داخل محلهاي شكل عمومي يافته (و يا اجباراً با طرحهاي اصلاحي چنين ويژگي پيدا كرده است) و محله از شكل طرح شده اوليه خود خارج شده است.
اين همه همانطور كه قبلاً تشريح شد از عدم توجه به خواستها و نقش مردم در عملكرد شهر و شكلگيري آن نشات گرفته است.
4 - منشور آتن، بخش 8، انتشارات دانشگاه تهران.
5 - شهر درخت نيست. ترجمه واقتباس دكتر حسين گلابيان دانشكده هنرهاي زيبا.
GIS and urban planning...
ما را در سایت GIS and urban planning دنبال میکنید
برچسب: جستاری,آسیب,شناسی,توسعه,مشارکت,شهروندان,
نویسنده:
بازدید: 14
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 18:14